....................................................................................................
تو کیستی که اینگونه مرا اسیر خود کرده ای ؟
چیستی که مرا اینطور در دام عشقت گرفتار کرده ای ؟
معبود من ! ای مونس و همدم شب های تنهایی من ،
ای تو شریک شادیها و غم های من، بدان که همیشه :
دوستت دارم .
...................................................................................................
بهار را دوست دارم به خاطره گلهایش که زیبا اند
پاییز را دوست دارم به خاطره برگ ریزانش
زندکی را دوست دارم به خاطره هیاهویش
شب را دوست دارم به خاطره رازهایش
تو را دوست دارم به خاطره عشقت .
................................................................................................
از خویش خانه و سرپناهی ندارم و باور کن که به همه عمر در
آرزوی آنهم نبوده ام . اما در عمق آرزوی من است که در دل تو
خانه ای داشته باشم . در اولین دیدار با عرض سلامی خالصانه
و ارادتمندانه ، بوسه ای جانانه با لبانی مسانه ، دور از خانه و
کاشانه ، با لبخندی جوانانه و خیلی خیلی عاشقانه به طور
محترمانه ، به تو ، به یگانه امیدم در زندگی بگویم :
دوستت دارم .
................................................................................................
دوست ندارم ، که بگویم ، دوستت دارم
دوست دارم ، که درک کنی ، دوستت دارم