ازم پرسید :به خاطره چه کسی زنده ای ؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود دادبزنم به خاطره تو ، بهش گفتم : به خاطره هیچکس . ازم پرسید : به خاطره چی زنده هستی ؟ با اینکه دلم داد میزد به خاطره دل تو ، با یه بغض غمگین بهش گفتم : به خاطره هیچی .
ازش پرسیدم : تو بخاطره کی زنده هستی ؟ در حالیکه چشماش غرق اشک بود گفت : به خاطره کسی که،به خاطره هیچ زنده است .
+
نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 11:42 توسط علی
|