نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد ، و آیا کوزگر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ، ولی بسیار مشتاقم ، گلویم سوتکی باشد به دسته کودکی گستاخ و بازیگوش ، و او یکریزو پی در پی ، دم گرم خودش را در او سخت بفشارد ، بدینسان بشکند دائم سکوت مرگبار را و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد .
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 23:44 توسط علی
|