سعی میکنم در اولین فرصت باز هم آپ کنم . در هر صورت از اینکه در این مدت من و نوشته هامو تحمل کردین ممنون . ازتون میخوام برام دعا کنید . هم برای من و هم برای همه ی جونها . ( از جمله خودتون )
مواظب خودتون باشین . کوچیکه همتون علی . یا حق ![]()
و یک شاخه گل رز قرمز ، که همه بدانند عاشق بود و عاشق از دنیا رفت .![]()
....................................................................................................
تو کیستی که اینگونه مرا اسیر خود کرده ای ؟
چیستی که مرا اینطور در دام عشقت گرفتار کرده ای ؟
معبود من ! ای مونس و همدم شب های تنهایی من ،
ای تو شریک شادیها و غم های من، بدان که همیشه :
دوستت دارم .
...................................................................................................
بهار را دوست دارم به خاطره گلهایش که زیبا اند
پاییز را دوست دارم به خاطره برگ ریزانش
زندکی را دوست دارم به خاطره هیاهویش
شب را دوست دارم به خاطره رازهایش
تو را دوست دارم به خاطره عشقت .
................................................................................................
از خویش خانه و سرپناهی ندارم و باور کن که به همه عمر در
آرزوی آنهم نبوده ام . اما در عمق آرزوی من است که در دل تو
خانه ای داشته باشم . در اولین دیدار با عرض سلامی خالصانه
و ارادتمندانه ، بوسه ای جانانه با لبانی مسانه ، دور از خانه و
کاشانه ، با لبخندی جوانانه و خیلی خیلی عاشقانه به طور
محترمانه ، به تو ، به یگانه امیدم در زندگی بگویم :
دوستت دارم .
................................................................................................
دوست ندارم ، که بگویم ، دوستت دارم
دوست دارم ، که درک کنی ، دوستت دارم
جان از ته دل طالب مرگ است ..دریغ در هیچ کجا برای مردن جا نیست؟...
این سینه که کینه ، پینه بسته است در آن
بوم شب مرگ من ، نشسته است در آن
قلبی است که سنگ بسته بر گوره امید
سنگی است که عشق من ، شکسته است در آن...
با دسته هوس ، دریغ !..تا شد پشتم !...
در مظهر عشق، وا شد مشتم...
آنقدر هوس به مغز کامم کوبید :
تا در شب کام ، عشق خود را کشتم !
گفتم : که چیست ، فرق میان ، شراب و آب ؟
کاین یک ، کند خنک و آن یک ، کند کباب !
گفتا:که آب : خنده عشق است در سرشک...
لیکن شراب ، نقش سرشک است در سراب !
ببار ای نم نم باران زمین خشک را تر کن
سرود زندگی سر کن دلم تنگه ... دلم تنگه...
بخواب ، ای دختر نازم بروی سینه بازم
که همچون سینه سازم همش سنگه...همش سنگه...
نشسته برف بر مویم... شکسته صفحه رویم
خدایا ! با چه کس گویم که سر تا پای این دنیا
همش ننگه ... همش ننگه...
منبع:کتاب ( شکست سکوت ) از کارو